Skip Navigation Links.

درمان دیابت با سلول‌های بنیادی؛ نقش خون بندناف چیست؟

28 مهر 1405

| 30| مدت زمان مطالعه: دقیقه

تائید شده توسط

کپی

کپی شد

https://www.rsct.ir/blogs/ID/8238

دیابت از بیماری‌هایی است که پژوهشگران سال‌هاست برای یافتن روش‌های درمانی مؤثرتر آن تلاش می‌کنند. در کنار داروها، انسولین و روش‌های متداول کنترل قند خون، سلول‌های بنیادی نیز به‌عنوان یکی از زمینه‌های مهم پژوهش در پزشکی بازساختی مورد توجه قرار گرفته‌اند.

دیابت از بیماری‌هایی است که پژوهشگران در سراسر جهان برای یافتن روش‌های درمانی مؤثرتر آن تلاش می‌کنند. در کنار روش‌های متداول کنترل قند خون، انسولین و داروهای خوراکی، سلول‌های بنیادی نیز به‌عنوان یکی از حوزه‌های مورد توجه در پزشکی بازساختی بررسی شده‌اند. هدف این پژوهش‌ها، بسته به نوع دیابت و نوع سلول مورد استفاده، می‌تواند بهبود عملکرد سلول‌های تولیدکننده انسولین، تعدیل پاسخ‌های ایمنی یا کاهش نیاز به انسولین باشد.

در فاصله سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵، مطالعات انسانی متعددی درباره استفاده از سلول‌های بنیادی در دیابت نوع یک و دو انجام شده است. برخی از این پژوهش‌ها به سلول‌های مزانشیمی مشتق از بافت بندناف پرداخته‌اند؛ گروهی دیگر سلول‌های مشتق از مغز استخوان یا خون بندناف را بررسی کرده‌اند. این تفاوت مهم است، زیرا همه سلول‌های بنیادی ویژگی‌ها و کاربردهای یکسانی ندارند.

نتایج برخی مطالعات بالینی امیدوارکننده بوده است، به‌ویژه در زمینه کنترل قند خون و کاهش نیاز به انسولین در بخشی از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو. با این حال، شواهد موجود هنوز برای معرفی خون بندناف یا بافت بندناف به‌عنوان درمان قطعی دیابت کافی نیست.

برای خانواده‌هایی که خون بندناف فرزندشان را ذخیره کرده‌اند، پرسش مهم این است که این مطالعات دقیقاً چه نتایجی داشته‌اند، در چه کشورهایی انجام شده‌اند و آیا می‌توان از نتایج آن‌ها برای درمان دیابت فرزندشان استفاده کرد؟

تفاوت دیابت نوع یک و دو در پژوهش‌های سلولی

برای درک بهتر کاربرد احتمالی سلول‌های بنیادی، ابتدا باید تفاوت دو نوع اصلی دیابت را شناخت.

در دیابت نوع یک، سیستم ایمنی بدن به سلول‌های بتای پانکراس حمله می‌کند. این سلول‌ها مسئول تولید انسولین هستند و تخریب آن‌ها باعث کمبود شدید انسولین می‌شود. بنابراین، یکی از اهداف پژوهش‌های درمانی، محافظت از سلول‌های بتای باقی‌مانده، تعدیل پاسخ خودایمنی یا توسعه روش‌هایی برای جایگزینی سلول‌های تولیدکننده انسولین است.

در دیابت نوع دو، بدن معمولاً به انسولین مقاوم می‌شود و در ادامه ممکن است عملکرد سلول‌های بتای پانکراس نیز کاهش یابد. به همین دلیل، پژوهش‌های سلولی در این بیماری بیشتر به بهبود عملکرد متابولیک، کاهش التهاب و بررسی امکان کاهش نیاز به دارو یا انسولین توجه دارند.

در این زمینه، چند شاخص اهمیت ویژه‌ای دارند:

  • HbA1c: میانگین تقریبی قند خون طی دو تا سه ماه گذشته را نشان می‌دهد.
  • C-peptide: شاخصی برای ارزیابی تولید انسولین درون بدن است.
  • نیاز روزانه به انسولین: کاهش آن ممکن است نشانه بهبود وضعیت بیمار باشد، اما به‌تنهایی به معنای درمان دیابت نیست.
  • عوارض و ایمنی بلندمدت: برای تعیین ارزش واقعی هر روش درمانی، علاوه بر اثربخشی اولیه باید احتمال عوارض و پایداری اثر نیز بررسی شود.

بهبود یکی از این شاخص‌ها به‌تنهایی برای اثبات درمان قطعی کافی نیست؛ به‌خصوص اگر مطالعه کوچک باشد یا گروه کنترل مناسبی نداشته باشد.

خون بندناف و بافت بندناف چه تفاوتی دارند؟

یکی از مهم‌ترین نکات در بررسی پژوهش‌های دیابت، تفاوت میان خون بندناف و بافت بندناف است.

خون بندناف حاوی سلول‌های بنیادی خونساز است. این سلول‌ها کاربردهای تثبیت‌شده‌ای در پیوند برای برخی بیماری‌های خونی، اختلالات سیستم خون‌ساز و بیماری‌های مشخص سیستم ایمنی دارند. با این حال، استفاده از خون بندناف برای درمان دیابت هنوز یک کاربرد درمانی استاندارد محسوب نمی‌شود.

در مقابل، بافت بندناف، به‌ویژه ژله وارتون، منبع سلول‌های مزانشیمی است. این سلول‌ها با سلول‌های خونساز خون بندناف تفاوت دارند و به دلیل ویژگی‌های تعدیل‌کننده پاسخ‌های التهابی و اثرگذاری بر محیط سلولی، در پژوهش‌های دیابت بررسی شده‌اند.

سلول‌های مزانشیمی ممکن است از طریق ترشح مولکول‌های پیام‌رسان و اثرگذاری بر پاسخ‌های ایمنی، بر عملکرد بافت‌های بدن تأثیر بگذارند. با این حال، نباید تصور کرد که این سلول‌ها پس از تزریق الزاماً به سلول‌های بتای جدید تبدیل می‌شوند یا می‌توانند به‌تنهایی تخریب خودایمنی در دیابت نوع یک را متوقف کنند.

همچنین، سلول‌های مزانشیمی مورد استفاده در کارآزمایی‌های بالینی معمولاً پس از جداسازی و آماده‌سازی تخصصی به بیماران داده می‌شوند. این فرآورده‌ها با یک نمونه خون بندناف ذخیره‌شده در بانک یکسان نیستند.

پژوهش‌های درمان دیابت با سلول‌های بنیادی در کدام کشورها انجام شده‌اند؟

مطالعات بالینی درباره درمان سلولی دیابت در کشورهای مختلف انجام شده‌اند، اما همه آن‌ها به‌طور اختصاصی از خون بندناف یا بافت بندناف استفاده نکرده‌اند. برای مقایسه نتایج، باید منبع سلولی و نوع مطالعه نیز مشخص باشد.

نتیجه و محدودیت علمی

نوع پژوهش در بازه ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵ کشور 

یک مطالعه تصادفی‌سازی‌شده فاز دوم با ۹۱ شرکت‌کننده، بهبود برخی شاخص‌های کنترل قند و کاهش نیاز به انسولین

کارآزمایی بالینی سلول‌های مزانشیمی مشتق از بندناف در دیابت نوع دو چین
مطالعه اطلاعاتی درباره ایمنی و پیامدهای بالینی فراهم کرد، اما بهبود معناداری در شاخص‌های متابولیک اصلی در مقایسه با گروه کنترل نشان نداد. کارآزمایی سلول‌های مزانشیمی مغز استخوان در دیابت نوع یک با مشارکت پژوهشگاه رویان و دانشگاه علوم پزشکی تهران ایران / تهران
کاهش HbA1c و قند خون ناشتا گزارش شد، اما تعداد کم بیماران، نبود گروه کنترل و پیگیری کوتاه، نتیجه‌گیری قطعی را محدود می‌کند. مطالعه مقدماتی سلول‌های مزانشیمی بافت بندناف در دیابت نوع دو ایران/ مشهد
بخشی از مطالعات از سلول‌های مغز استخوان یا سایر منابع استفاده کرده‌اند؛ نتایج این پژوهش‌ها را نمی‌توان مستقیماً به خون بندناف یا بافت بندناف تعمیم داد. پژوهش‌های سلول‌های بنیادی در دیابت با منابع سلولی متفاوت سایر کشورها

 

این جدول نشان می‌دهد که چین در میان مطالعات مورد بررسی، یک نمونه مشخص از کارآزمایی کنترل‌شده با سلول‌های مزانشیمی بندناف در دیابت نوع دو دارد. ایران نیز در پژوهش‌های بالینی سلولی دیابت مشارکت داشته است، اما برای ارزیابی جایگاه هر مرکز باید مشخص کرد که مطالعه با چه منبع سلولی و چه طراحی‌ای انجام شده است.

چین؛ نتایج یک کارآزمایی بالینی در دیابت نوع دو

یکی از مطالعات مهم در این حوزه، کارآزمایی فاز دوم انجام‌شده در چین است که نتایج آن در سال ۲۰۲۲ منتشر شد. این پژوهش با طراحی تصادفی‌سازی‌شده، دوسوکور و کنترل‌شده با دارونما انجام شد و ۹۱ فرد مبتلا به دیابت نوع دو را در بر گرفت.

در این مطالعه، ۴۵ نفر سلول‌های مزانشیمی مشتق از بندناف را دریافت کردند و ۴۶ نفر در گروه دارونما قرار گرفتند. شرکت‌کنندگان تا ۴۸ هفته پیگیری شدند.

در پایان مطالعه:

  • ۲۰ درصد از گروه دریافت‌کننده سلول به هدف ترکیبی پژوهش رسیدند؛ یعنی HbA1c کمتر از ۷ درصد همراه با کاهش حداقل ۵۰ درصدی دوز روزانه انسولین.
  • این میزان در گروه دارونما حدود ۴٫۵۵ درصد بود.
  • میانگین HbA1c در گروه دریافت‌کننده سلول از حدود ۹٫۰۲ درصد به ۷٫۵۲ درصد کاهش یافت.
  • کاهش نیاز به انسولین در گروه سلولی بیشتر از گروه دارونما گزارش شد.

وجود گروه کنترل، طراحی دوسوکور و پیگیری ۴۸ هفته‌ای از نقاط قوت این مطالعه است. با این حال، تنها بخشی از شرکت‌کنندگان به هدف ترکیبی رسیدند و میانگین HbA1c گروه سلولی نیز همچنان بالاتر از ۷ درصد باقی ماند.

مهم‌تر از همه، سلول‌های مورد استفاده از بافت بندناف به دست آمده بودند. بنابراین، نتیجه این مطالعه شاهدی درباره امکان بررسی سلول‌های مزانشیمی بندناف در دیابت نوع دو است، نه اثبات اثربخشی خون بندناف ذخیره‌شده برای درمان این بیماری.

پژوهشگاه رویان؛ ایران در کجای مسیر درمان سلولی دیابت قرار دارد؟

کارآزمایی دیابت نوع یک در پژوهشگاه رویان

در سال ۲۰۲۲، نتایج یک کارآزمایی فاز یک و دو با طراحی تصادفی‌سازی‌شده، کنترل‌شده با دارونما و سه‌سوکور درباره استفاده از سلول‌های مزانشیمی در بیماران مبتلا به دیابت نوع یک تازه‌تشخیص‌داده‌شده منتشر شد.

این پژوهش در پژوهشگاه رویان با همکاری دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده بود. نکته بسیار مهم آن است که سلول‌های مورد استفاده از مغز استخوان خود بیمار به دست آمده بودند.

در این مطالعه، ایمنی روش و کاهش تعداد حملات افت قند خون از یافته‌های قابل توجه بود؛ اما تفاوت معناداری در شاخص‌های متابولیک اصلی بین گروه مداخله و دارونما مشاهده نشد. بنابراین، این پژوهش نشان‌دهنده تجربه ایران در کارآزمایی بالینی سلول‌های بنیادی برای دیابت است.

مطالعه بافت بندناف در مشهد

در سال ۲۰۲۵، پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی مشهد و مراکز همکار، مطالعه‌ای مقدماتی درباره سلول‌های مزانشیمی مشتق از بندناف در دیابت نوع دو منتشر کردند.

در این پژوهش، ۱۱ بیمار سلول‌های مزانشیمی حاصل از بندناف اهداکننده را به‌صورت وریدی دریافت کردند و به مدت دو ماه تحت پیگیری قرار گرفتند. کاهش میانگین HbA1c از ۱۰٫۳ به ۸٫۲ درصد و کاهش قند خون ناشتا گزارش شد.

ااین پژوهش از نظر موضوعی برای ایران اهمیت دارد، زیرا مستقیماً سلول‌های مزانشیمی بافت بندناف را در دیابت نوع دو بررسی کرده است.

خون بندناف ذخیره‌شده امروز برای درمان دیابت کاربرد دارد؟

خون بندناف فقط موضوعی برای پژوهش‌های آینده نیست؛ امروزه سلول‌های بنیادی خون‌ساز موجود در آن، در درمان برخی بیماری‌ها کاربرد بالینی دارند. از جمله این بیماری‌ها می‌توان به انواعی از سرطان‌های خون مانند لوسمی و لنفوم، بیماری‌های مغز استخوان، برخی اختلالات ارثی خونی مانند تالاسمی و کم‌خونی داسی‌شکل، بعضی نقص‌های مادرزادی سیستم ایمنی و برخی بیماری‌های متابولیک ارثی اشاره کرد. البته کاربرد پیوند خون بندناف برای هر بیماری به تشخیص دقیق، شرایط بیمار، نوع بیماری و نظر تیم درمان بستگی دارد و به این معنا نیست که این روش برای همه بیماران یا در همه موارد مناسب است.

در کنار این کاربردهای شناخته‌شده، پژوهشگران در کشورهای مختلف در حال بررسی ظرفیت سلول‌های بنیادی برای کمک به درمان بیماری‌های دیگری، از جمله دیابت، هستند. 

سرعت پیشرفت علم پزشکی و سلول‌درمانی را هم باید در نظر گرفت. بسیاری از روش‌هایی که امروز در حال بررسی‌اند، هنوز به شواهد کافی برای استفاده گسترده درمانی نرسیده‌اند؛ اما ادامه پژوهش‌ها می‌تواند به شناخت بهتر توانایی این سلول‌ها و مشخص‌شدن کاربردهای احتمالی آن‌ها کمک کند. بنابراین، خانواده‌هایی که خون بندناف فرزندشان را ذخیره کرده‌اند، می‌توانند در کنار آگاهی از کاربردهای تأییدشده امروز، امیدوار باشند که با گسترش دانش و موفقیت تحقیقات آینده، زمینه استفاده از این ظرفیت در درمان بیماری‌های بیشتری نیز فراهم شود. 

آینده پژوهش‌های خون بندناف و بافت بندناف در درمان دیابت

پژوهشگران همچنان در حال بررسی ظرفیت سلول‌های بنیادی برای بهبود کنترل دیابت هستند. مهم‌ترین مسیرهای پژوهشی شامل موارد زیر است:

  • بررسی اثر سلول‌های مزانشیمی بر التهاب و عملکرد سلول‌های پانکراس؛
  • مطالعه روش‌های محافظت از سلول‌های تولیدکننده انسولین در برابر تخریب خودایمنی؛
  • توسعه روش‌های بازسازی یا جایگزینی سلول‌های بتا؛
  • ارزیابی ایمنی و پایداری اثر درمان در پیگیری‌های طولانی‌مدت؛
  • انجام کارآزمایی‌های بزرگ‌تر و چندمرکزی؛
  • مقایسه منابع سلولی مختلف، از جمله خون بندناف، بافت بندناف و مغز استخوان.

برای تبدیل یافته‌های اولیه به روش‌های درمانی قابل استفاده، لازم است مشخص شود کدام نوع سلول برای کدام گروه از بیماران مناسب است، چه میزان بهبود ایجاد می‌کند و آیا این اثر در بلندمدت پایدار می‌ماند یا خیر.

جمع‌بندی؛ جایگاه فعلی خون بندناف در درمان دیابت

مطالعات منتشرشده بین سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵ نشان می‌دهند که درمان سلولی دیابت همچنان یکی از حوزه‌های فعال پژوهش پزشکی است. در چین، یک کارآزمایی کنترل‌شده درباره سلول‌های مزانشیمی بافت بندناف در دیابت نوع دو نتایج امیدوارکننده‌ای گزارش کرده است. در ایران نیز پژوهشگاه رویان در یک کارآزمایی دیابت نوع یک با سلول‌های مزانشیمی مغز استخوان مشارکت داشته و در مشهد یک مطالعه مقدماتی درباره سلول‌های مزانشیمی بافت بندناف در دیابت نوع دو انجام شده است.

تشخیص دیابت به معنای بسته‌شدن راه پیشرفت‌های درمانی نیست؛ علم پزشکی به‌طور مداوم در حال توسعه روش‌هایی برای کنترل بهتر بیماری و بهبود کیفیت زندگی مبتلایان است. پژوهش‌های مربوط به سلول‌های بنیادی، از جمله سلول‌های به‌دست‌آمده از خون و بافت بندناف، نیز بخشی از این تلاش جهانی‌اند و ممکن است در آینده به راهکارهای درمانی مؤثرتری منجر شوند. بنابراین، خانواده‌ها می‌توانند ضمن پیگیری درمان‌های استاندارد و توصیه‌های پزشک، به پیشرفت علم امیدوار باشند؛ چراکه هر پژوهش معتبر، گامی برای شناخت بهتر بیماری و یافتن راه‌های تازه برای کمک به بیماران است.»

 

محتوای این مقاله صرفا برای افزایش اطلاعات عمومی شماست و به منزله تجویز پزشکی نیست

نظر جدید

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید: