اخبار

اخبار

ﺳﻪشنبه 17 آذر 1394
تعداد بازدید: 1817
تعداد نظرات: 0

پیوند سلول های بنیادی خون بندناف برای درمان رتینوبلاستومای سه گانه

پیوند سلول های بنیادی خون بندناف برای درمان رتینوبلاستومای سه گانه
پدر لئو می گوید: برای ذخیره سازی سلول بنیادی خون بندناف لئو، در ابتدا شک داشتیم چون انتظار وقوع بیماری مثل رتینوبلاستومای سه گانه را برای فرزندمان نداشتیم و حتی هیچ یک از اعضای خانواده ما هم پیشینه ابتلا به این بیماری را نداشتند اما خیلی ناگهانی تصمیم گرفتیم که سلول های بنیادی خون بندنافش را ذخیره کنیم و خود را در موقعیتی قرار ندهیم که بعدها تاسف و تاثر آن را داشته باشیم.

به گزارش روابط عمومی، پدر کودکی که با سلول های بنیادی خون بندناف خودش بیماری سخت و نفس گیر رتینوبلاستومای سه گانه را پشت سر گذاشته است می گوید: لئو سال 2007 در تورنتو به دنیا آمد. همه چیز به خوبی پیش می رفت تا یک روز غروب، زمانی که او 4 ماهه بود ؛ ما در حال عکس گرفتن از بچه ها بودیم و ناگهان چیز عجیبی توجه مان را جلب کرد. نور فلش دوربین چیزی را در چشم چپ لئو نشان می داد. درست یک روز بعد، لئو با بیماری رتینوبلاستوما تشخیص داده شد. بیماری سرطان چشم دوران کودکی که اساساً نوزادان و کودکان زیر 5 سال را تحت تاثیر قرار می دهد.

زمانی که برای اولین بار این بیماری در لئو بروز کرد، هرچند که هیچ درمانی را از او دریغ نکردیم اما متاسفانه آن بیماری تغییر و پیشرفت کرد. پس از تشخیص های بعدی، مشخص شد که او دچار رتینوبلاستومای سه گانه در سن شش ماهگی شده است. این بدان معنی بود که اکنون او مجبور بود تا با یک نارسایی تومور مغزی علاوه بر سرطان چشم نیز به نبرد بپردازد و پزشکان شیمی درمانی در طیف گسترده و پیوند سلول های بنیادی را برای او ضروری می دانستند.
برای پیوند سلول بنیادی، حداقل خیالمان راحت بود و توانستیم نفس راحتی بکشیم که حداقل این پیش بینی  را کرده بودیم و خون بندناف او را در زمان تولدش ذخیره سازی کرده بودیم. 
البته برای ذخیره سازی سلول بنیادی خون بندناف لئو، در ابتدا شک داشتیم و دچار سردگمی بودیم چون دلیلی برای این کار نمی دیدیم و انتظار وقوع چنین چیزی را در آینده نمی دیدیم. هیچ یک از اعضای خانواده ما هم پیشینه ابتلا به بیماری مثل رتینوبلاستوما را نداشتند. 
حتی ما خون بندناف خواهر لئو را که دوسال زودتر به دنیا آمده بود را ذخیره نکرده بودیم. در آن زمان به این احتمال می اندیشیدیم که میزان نیاز به آن بسیار اندک خواهد بود و اینکه سرمایه گذاری کردن برای آن درست به نظر نمی رسید. صادقانه بیان کنم، ما همچنین اطمینان نداشتیم به میزان صحت و اعتبار کل فرآیند ذخیره سازی خون بندناف. 
پدر لئو درباره اینکه چگونه ذهنیت شان بعدا چگونه تغییر کرد می گوید: بنابراین دقیقا چه چیزی ذهنیت و عقاید ما را درباره ذخیره سازی خون بندناف پیش از تولد لئو تغییر داد؟
یکی از دوستانم در محل کار، خون بندناف نوزاد خود را ذخیره کرده بود و پس از گفتگو با او درباره اینکه این فرآیند چقدر ساده است، تصمیم گرفتیم که ما نیز این کار را انجام دهیم و خود را در موقعیتی قرار ندهیم که بعدها تاسف و تاثر آن را داشته باشیم. نیاز نیست که بیان کنم خیلی احساس آرامش و راحتی داشتیم که آن چند قطره خون گرانبها را دور نریختیم و اینکه پسر ما اکنون شانس بهتری داشت که بواسطه وجود آن با این مشکل مقابله کند.
یک هفته پس از جشن تولد لئو، عمل پیوند سلول های بنیادی برای اون انجام شد تا این سلول ها بروند و در مغز استخوان  بنشینند. لئو این نبرد را به طور کامل پشت سر گذاشته و ما خوشحالیم که بر اساس نظر پزشکان، پیوند خون بندناف لئو به طور بسیار مطلوبی خوب پیش رفت. او اکنون یک پسر  فعال و شاد است که بسیار شبیه به همسالان سه ساله خود هرآنچه را که مربوط به قایق، ماشین و کامیون باشد را دوست دارد.

از او پرسیدیم، چه پیشنهادی و توصیه ای را برای پدران و مادرانی که قرار است فرزندشان به دنیا بیاید با توجه به این تجربه دارید؟ گفت: اگر خود را در معرض و برخورد با چنین شرایط نامناسب و بدشانسی هایی از این نوع می بینید، هر آنچه که می توانید انجام دهید، تا شرایط دشوار و عجیب نوزاد خود را بهبود بخشید، زیرا این کار ارزشمند خواهد بود.

پایان مطلب/


تصاویر
  • پیوند سلول های بنیادی خون بندناف برای درمان رتینوبلاستومای سه گانه

جستجو در اخبار

آرشیو ماهیانه