دات نت نیوک

اخبار

اخبار

یکشنبه 05 آذر 1396
تعداد بازدید: 363
تعداد نظرات: 0

خون بندناف خواهرزاده برای تومور مغزی دایی!

خون بندناف خواهرزاده برای تومور مغزی دایی!
جورجینا راسل اهل پریستون در نزدکی منچستر انگلستان ، 4 ماهه حامله بود که خبر هولناکی مبنی بر اینکه برادرش اشلی مبتلا به یک تومور مغزی است، نادر شنید. این تومور به آرامی در حال پیشرفت بود و گلیوبلاستوم نامیده می شد.

کشنده‌ترین شکل سرطان مغز، گلیوبلاستوم است که شایع‌ترین تومور مغزی و تهاجمی‌ترین تومورهاست و در مردان شایع‌تر و کشنده‌تر است. گلیوبلاستوم با طیف گسترده ای از نشانه ها مثل سردرد  و تهوع همراه است، به همین دلیل برای فردی که مبتلا به آن است زمان زیادی طول می کشد تا جدی بودن شرایط را درک کند .
 اشلی، پیش از آنکه تغییراتی در تعادل و قدرت بینایی اش، او را واردار سازد که به فکر یافتن معالجات اساسی پزشکی باشد، از نشانه های نامشخصی طی ماهها رنج می برد . پس از آنکه با تصویر برداری ام آر آی بیماری گلیوبلاستوم او مشخص شد، پزشکان اینگونه استنباط کردند که او فقط 5 سال زنده خواهد ماند. 
اشلی 34 ساله بود و برای نیروی دریایی سلطنتی کار می کرد تا اینکه در ماه آگوست 2017 بیماری اش مشخص شد . او و همسرش یک دختر به نام آلکسیس دارند که به تازگی دو ساله شده است . جورجینا می گوید : او بسیار شبیه پدرش است . 
اشلی همیشه مرد خانواده دوستی بوده است  و خوشبختانه اکنون خانواده اش در کنارش هستند و می تواند با دخترش وقت گذرانی کند . این واقعا بهترین چیز برای اوست.

پس از آنکه جورجینا مصمم شد که به هر طریق ممکن به برادرش کمک کند، ‚ روزهای متوالی در جستجوی یافتن آخرین دستاوردهای تحقیقاتی و درمانی برای او بود . سپس یک شب به صورت اتفاقی مطلبی را دید که می توانست زندگی اشلی را نجات دهد . جورجینا می گوید ، من می دانستم که جفت یک منبع تغذیه ای طبیعی است و می تواند به بهبود بدن کمک نماید و با خود فکر کردم که مایه شرم و خجالت است که این منبع تغذیه دور انداخته شود . سپس پسر عموی من یک لینک اینترنتی برای من فرستاد که داستانی درباره  شیر مادر بود که می توانست در درمان مورد استفاده قرار گیرد و با عفونت مبارزه کند .
جورجینا ادامه داد: این موضوع برای من بسیار جالب بود اما کافی نبود . من شروع به جستجو کردم و سرانجام به سایتی برخورد کردم که عنوانش خون بندناف بود و در اخبار آن سایت دیدم که پزشکان در حال استفاده از سلولهای بنیادی خون بندناف به منظور درمان انواع سرطان ها هستند .
من در حال خواندن و فکر کردن به خون بندناف بودم که دیدم من هم اکنون و همین حالا این درمان را در وجود خود دارم .
جورجینا شوکه شد وقتی دریافت که سلولهای بنیادی خون بندناف در بیش از 40000 پیوند استفاده شده است و بیش از 80 گونه از بیماری های سیستم ایمنی بدن و خون را درمان می کند. او می دانست که هنوز هیچکس از ذخیره سازی خون بندناف نشنیده و خبر ندارد .

 

او اعتقاد دارد : این باید بخشی از آموزش ما شود و بسیار مهم است . در مدارس و کلینیک های کودکان مردم باید بدانند که کودک آنها یا عضوی از خانواده ممکن است به این سلولها  نیاز داشته باشد . این زندگی اشلی است؛ زندگی که خیلی زود به پایان خواهد رسید.
روز بعد ، جورجینا بانک‌های خون بندناف را در انگلیس با یکدیگر مقایسه و با نیکی در بانک خون بندناف بایوولت گفتگو کرد . نیکی با او درباره خواص منحصر به فرد خون بندناف  و فرآیند جمع آوری و ذخیره سازی آن صحبت کرد . جورجینا می گوید: من دریافتم که آن می تواند همین باشد ، با توجه به اینکه اشلی برادر من است پیدا کردن نمونه مناسب می تواند شانس خوبی باشد.
با این اطمینان که خانواده آنها اکنون یک برنامه ای دارد تلاش زیادی کرد تا بسیار طبیعی و معمولی رفتار کند  اما شش هفته زودتر و کیسه آب جورجینا پاره شد . جورجینا می گوید : من در باغ زمستانی در بلک بول بودم و جریان آب را احساس کردم . همراهانم من را به سرعت به یک تاکسی رساندند تا به بیمارستان منتقل شوم که در آنجا پس از اسکن، فهمیدند که خط تاریکی بین رحم و جنین وجود دارد . من دچار لخته هایی شده بودم و همچنان برای مدت طولانی خونریزی داشتم . بعد از دو  روز اقامت در بیمارستان مرا برای انجام عمل سزارین بردند.
علیرغم هر آنچه که بر سرش آمده بود ، جورجینا مصمم بود که خون بندناف را به طور مطمئن جمع آوری کند.
او می گوید : من دچار درد سر شده بودم ، نوزاد من نیز دچار درد سر شده بود . اما من به طور مستمر می گفتم ، خون بندناف را دور نریزید ، بایوولت از این کار من شگفت زده بود. آن روز یک روز تعطیل بود اما همه آنها گرد هم آمده بودند . نیکی با من تماس گرفت و به من گفت که نگران نباشم . آنها یک کیت را برای من فرستادند و به محض اینکه همه چیز حل  شد من کمی آرام گرفتم .
دختر او ، چارلی به سلامت دنیا آمد و تاثیر قدرتمندی بر جورجینا داشت که بیش از پیش به خانواده اش احساس نزدیکی می کرد . او می گوید ، ما پنج خواهر و برادر هستیم و عکس های زیادی از دوران کودکی ما پنج نفر با همدیگر وجود دارد. دور کردن اشلی مثل دور کردن تکه ای از آن تصویر است . تکه ای از پازل معما گم خواهد شد.
ما امیدواریم چرا که تومور او به کندی در حال رشد و پیشرفت است و داروها به سرعت حرکت و عمل  می کنند . دارو سریعتر از تومور پیشرفت خواهد کرد .
با خون و بافت بند ناف چارلی که به طور مناسب و امنی ذخیره شد، خانواده و دوستان اشلی دست از ناامید شدن برداشتند و تمام تلاش خود را برای درمان آن کردند. جورجینا می گوید ، با تمام این حمایت ها اشلی خیلی بهتر شده است ، او باور نمی کند که همه این مردم تا این حد نگران او بوده اند . اما این طبیعت بشر است . اگر کسی بتواند کمکی انجام دهد ، این کار را خواهد کرد.
خون بندناف چارلی، به خوب شدن دوباره دایی خود" اشلی" کمک شایان توجهی کرد. شما نیز می توانید با ذخیره سازی خون بندناف و مشارکت در چنین طرح‌هایی در بهبود میلیون‌ها انسان دیگر مشارکت داشته و نقش به سزایی بازی کنید. 

پایان مطلب/
 

تصاویر
  • خون بندناف خواهرزاده برای تومور مغزی دایی!
ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

طراحی سایت، طراحی وب سایت